تبليغاتX
1...2...شروع

1...2...شروع

 

راستی ولنتاینتون مبارک عاشقااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

                                                               

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 13:43  توسط دوست غضنفر  | 

اگر عمر دوباره داشتم

اگر عمر دوباره داشتم

اگر عمر دوباره داشتم می کوشیدم اشتباهات بیشتری مرتکب شوم0همه چیز را آسان می گرفتم0از آنچه در عمر اولم بود

ابله تر می شدم0فقط شماری از رویدادهای جهان را جدی میگرفتم0اهمیت کمتری به بهداشت میدادم0به مسافرت بیشتر

 می رفتم0 از کوه های بیشتری بالا میرفتم ،و در رودخانه های بیشتری شنا میکردم0 بستنی های بیشتر می خوردم و اسفناج   

کمتر0مشکلات واقعی بیشتری میداشتم ومشکلات واهی کمتری0


آخر ببینید، من از آن آدم هایی بوده ام که بسیار محتاطانه و عاقلانه زندگی کرده ام0 ساعت به ساعت ، روز به روز0
اوه البته من هم لحظات سر خوشی داشته ام0اما اگر عمر دوباره داشتم از این لحظات خوشی بیشتر می داشتم0من هرگز جایی بدون دماسنج یک شیشه داروی قرقره ،یک پالتوی بارانی ،ویک چتر نجات نمی روم0

اگر عمر دوباره داشتم ،سبک ترسفر می کردم 0

اگر عمر دوباره داشتم وقت بهار زود تر پا برهنه راه می رفتم

 و قت خزان دیرتر به این لذت خاتمه می دادم0از مدرسه بیشتر

جیم می شدم. گلوله های کاغذی بیشتری به معلم هایم پرتاب میکردم.سگهای بیشتری به خانه می آوردم.دیرتر به رختخواب

می رفتم و می خوابیدم. بیشتر عاشق می شدم . بیشتر به ماهیگیری می رفتم .پایکوبی و دست ا فشانی بیشتر می کردم.

سوار چرخ و فلک بیشتر می شدم و به سیرک می رفتم.

در روزگاری که تقریبا همگان وقت و عمرشان را وقف بررسی

وخامت اوضاع می کنند من بر پا می شدم و به ستایش سهل و

آسانتر گرفتن اوضاع می پرداختم .زیرا من با ویل دورانت موافقم

که می گوید:)) شادی از خرد عاقل تر است.))

اگر عمر دوباره داشتم گل مینا از چمنزارها بیشتر می چیدم....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 13:40  توسط دوست غضنفر  | 

آموزش پاسکال درس 9

سلام

مثال : برنامه ای بنويسيد که سانتی متر را بگيرد و بر حسب اينچ چاپ کند .
 inch <= cm

اطلا عات مورد نياز :
1inch = 1cm * 2.54

توجه : کاميوتر در حالت يش فرض، اعداد اعشاری را به صورت علمی نمايش می دهد . يعنی ۱۵ = ۱.۵  * ۱۰

;Program test
;Uses WinCrt

var
;n:real

;begin
 ;(':writeln('enter one real number
 ;(readln(n

;n:=n*2.54

;(writeln('n=' , n
.end

  

توضیح مثال بالا
 دو خط اول كه برای نوشتن هر برنامه در پاسكال استفاده می شه.

  var را وقتی استفاده می كنيم كه بعدش بخواهيم متغير تعريف كنيم.

;n:real  يعنی اين كه يك متغير از نوع  real تعريف كرديم   (كه می تواند حاوی اعداد حقيقی باشد)

 begin یعنی برنامه نویسی شروع شد.

;('writeln ('Enter one real number  یعنی متن enter one real number  را به کاربر نشان بده .  
 

;(readln (n  یعنی n يا همان عدد حقيقی را از کاربر بخواه
 

;n:=n*2.54  يعنی به جای مقدار n مقدار n*2.54 را قرار بده .

;(writeln('n=' , n  يعنی < مقدار n = n > را به کاربر نشان بده.

end   یعنی برنامه را تمام کن.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 14:19  توسط دوست غضنفر  | 

خلیل جبران

               

بزرگترین خواننده کسی است که سروده های سکوتمان را می خواند

پس چگونه می توانید بخوانید در حالیکه دهانهایتان پر از غذا است؟

و چگونه دستهایتان را برای بخشش بلند می کنید در حالیکه مملو از

 طلاست؟

                                               

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 14:13  توسط دوست غضنفر  | 

پرهام

پرهام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 15:47  توسط دوست غضنفر  | 

سالگرد تولد فروغ

 

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را

بر پوست کشیده شب می کشم 

........

کسفروغی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

 پرنده مردنی ست

                        پرنده مردنیست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 16:10  توسط دوست غضنفر  | 

آموزش پاسکال درس 8

: halt دستور
این دستور جهت اتمام برنامه در هر زمانی مورد استفاده قرار می گیرد . ه

: char متغییر
این نوع متغییر مکانی از حافظه است که یک حرف یا کاراکتر می توان درون آن جای داد . ه
 

: مثال
با استفاده از دستورfor  برنامه ای بنویسید که مرتبا حروف از کاربر بگیرد و اگر کاراکتر مورد نظر Q بود برنامه خاتمه پیدا کند . 

; program test 
;Uses WinCrt

var
;i:integer
;c:char

begin
;('writeln ('Enter character

for i:=1 to 28 do
        begin
        ;(readln (c
        if c='Q' then
        ;halt
        ;end
;end

.end

توضیح مثال بالا
 دو خط اول كه برای نوشتن هر برنامه در پاسكال استفاده می شه.

  var را وقتی استفاده می كنيم كه بعدش بخواهيم متغير تعريف كنيم.

;i:integer  يعنی اين كه يك متغير از نوع  inteegr تعريف كرديم   (كه می تواند حاوی عدد باشد)

;i:char  يعنی اين كه يك متغير از نوع  charactr تعريف كرديم   (كه می تواند حاوی حرف باشد)

 begin یعنی برنامه نویسی شروع شد.

;('writeln ('Enter character  یعنی متنenter character  را به کاربر نشان بده .  

for i:=1 to 28 do
begin
;end
یعنی دستورات بین  begin و end را 28 بار تکرار کن  .

;(readln (c  یعنی c  را از کاربر بخواه
 

if c='Q' then
        ;halt
        ;end

یعنی اگر  برابر کاراکتر Q بود برنامه را تمام کن .

end   یعنی برنامه را تمام کن.   

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 15:15  توسط دوست غضنفر  | 

این سیزده تا رو هیچ وقت فراموش نکن

یک

دوستت دارم، نه بخاطر شخصیت تو،بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم.

 

دو

هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود.

 

سه

اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با

 

تمام وجودش دوست ندارد.

 

چهار

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

 

پنج

بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

 

شش

هرگز لبخند را ترک نکن،حتی وقتی ناراحتی.چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

 

هفت

تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی،ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

 

هشت

هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند،نگذران.

 

نه

شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس

 

شخص مناسب را.به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکرگذار باشی.

 

ده

به چیزی که گذشت غم نخور،به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

 

یازده

همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند،با این حال همواره به دیگران اعتماد کن

 

و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده،دوباره اعتماد نکنی.

 

دوازده

خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از

 

آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

 

سیزده

زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار،بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 13:0  توسط دوست غضنفر  | 

آموزش پاسکال درس ۷

مثال :

برنامه ای بنويسيد که مرتبا حروف را از کاربر بگيرد و اگر کاراکتر مورد نظر Q بود از برنامه خارج شود .

;program myprog
;uses wincrt
var
    
;c:
char     

begin
;clrscr

;(readln(c

while c<>'a' do
begin
;(readln(c
;end

;end

توضيح مثال بالا :

دو خط اول كه برای نوشتن هر برنامه در پاسكال استفاده می شه .

var را وقتی استفاده می كنيم كه بعدش بخواهيم متغير تعريف كنيم .

;c:char 
يعنی اين كه يك متغير از نوع char (كه می تواند حاوی يك حرف باشد) تعريف كرديم .

begin يعنی اينكه می خواهيم برنامه نويسی را شروع كنيم .

;clrscr 
يعنی اينكه اگر در صفحه نوشته ای از قبل باقی مانده است اون را پاك كند .

;(readln(c
يعنی اينكه از كاربر c را بپرس يعنی اينكه كاربر می تونه هر چيزی رو كه می خواهد در c قرار بگيره تايپ كنه 
 
while c<>'a' do
begin
;(readln(c
;end
در اينجا از دستور WHILE استفاده كردم و گفتم تا وقتی كه شرط درست نيست دستور بين begin و end را تكرار كن .در اينجا 'c<>'a همون شرط ما هستش و يعنی اينكه تا وقتی كه C نا مساوی a هستش دستورات بين begin و end را تكرار كن .
;(readln(c رو هم كه قبلا توضيح دادم .

end
هم كه يعنی تمام .

متغير char
اين متغير مكانی از حافظه است كه يك حرف را می توان درون آن جا داد .

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 16:16  توسط دوست غضنفر  | 

27 راه برای دوستی(مخصوص دخترا)

شرایط لازم :

ابتدا خودتان را خوشگل کنید و اگه چادر دارین ، لطفآ بردارین.

۱ـ از هر جایی که رد میشه سر راهش بایست و واسش چشمو ابرو بیا

۲ـ یه روز که دوستات همه هستن ، اونا رو بذار کشیک بدن که وقتی اومد بهت بگن، بعد تو با یه صدای وحشتناک بترسونش.

۳ـ برای جبران شماره ۲ یه شاخه گل بهش بده.

۴ـ اگه کاری نشد دنبالش راه بیوفت .( البته شاخه گل یادت نره )

۵ ـ ازش خواهش کن به حرفات گوش بده، البته زیاد خل و چل بازی در نیار .

۶ ـ بعد از این فقط نگاهش کن و لبخند بزن

۷ ـ بده نقاشیشو بکشن برات ، اسم خودتو زیرش بنویس و بده دوستات بهش بدن.

۸ ـ به دوستات بگو که برن بهش بگن داره میمیره ، سیگاری شده ،...

۹ ـ یه اگهی ترحیم که خودتون درست کردین بدین به دوستاتون که بهش بدن

  ......................... مراحل عذاب وجدان به وجود میاد.............

۱۰ ـ اگه فرداش دیدتون از بدشانسیه خودتونه .....

    ولی برای تلافی یه کارت عروسی درست کنین و بدین به دوستاتوون که بهش بدن

۱۱ ـ خودتون برین پیشش و بهش بگین طلاق گرفتین  فقط به خاطر تو  و بقیه شعرو واسش بخون ودر اخر بگین این شعرو سرودین فقط به خاطر او........

۱۲ ـ یه روز دیگه برین پیشش ، بگین راستش خیلی خاطرتو میخوام ... میخوامت .... میخوام بیام خواستگاریت......

۱۳ـ کرایه تاکسی اش را حساب کن

۱۴ ـ وقتی رفت توی مغازه که چیز بخره شما واسش نظر بدین و بهش بخندین

۱۵ ـ دعوتش کن بیرون ولی مطمئنآ نمی یاد

۱۶ـ ازچند تا پسر آشنا ، داداش دوستاتون ( اگه داداش خودتون پایه اس چه بهتر ) بخواین که دنبالتون راه بیفته و کمی اذیتتون کنه البته جلوی شخص مورد نظر .ببینید واکنشش چیه.

  بستگی داره چه واکنشی از خودش نشون بده :

۱ـ اگه کمکتون کرد  یه دستمال از توی کیفتون در بیارین و به زور بهش بدین و حسابی قربون صدقه اش برین 

۲ـ اگه محل بهتون نذاشت ولش کنین روزای بعد حسابشو برسید .

۱۷ـ هرجور شد ، خون هم که ریختین بیاین توی محلشون درست خونه روبرویشون که پنجره داشته باشه رو کرایه کنین .

۱۸ـ مدام توی پنجره بایستین و زاغ سیاهشو چوب بزنین .

۱۹ـاز حسنات و خوبی های مامانش برای مامانتون بگین تا با هم دوست بشن بعد برو بیای شما خونه اونا زیاد بشه و شما باید مدام بگین واسه اقای xزن نمی گیرین.

۲۰ـ اگه هم نشد خونه بخرین تهدیدش کنین که اگه با شما دوست نشد دنیا رو روی سرش خراب میکنین

۲۱ـ برین جلوی دوستاش ، بهش بگین تکلیف این بچه توی شکمم رو روشن کن . فردا که بدنیا اومد بگم باباش کیه؟

۲۲ـ چند روز جلوش آفتابی نشین تا آبا از آسیاب بیفته

۲۳ـ با یه دسته گل به دیدنش برین و بهش بگین دلتون براش تنگ شده .

۲۴ـ دوباره سر کوچه منتظر اومدنش باشین و دنبالش راه بیفتین و بگین دیروز یه فال قهوه گرفتم اسم تو توش بود.....

۲۵ـ واسش ابرو بالا بندازین و دیگه بهش نگاه نکنین .

۲۶ـ دیگه جلو چشمش ظاهر نشین .

۲۷ـ مطمئن باشین که اون به سراغتون میاد .چون به کاراتون عادت کرده

تا اومد بهتون گفت :باشه یا بعله ،باهاتون دوست می شم ... شما اخم کنین و بگین چی باشه؟ ها؟

یادتون باشه زیاد ناز نکنین ......... و اگه با هم دوست شدین هیچ وقت احساس این ۲۷ راه رو براش نگین.

 به امید موفقیت برای همه دخترهای توی کف                                                                      

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 14:51  توسط دوست غضنفر  |